چهار نفر بودند.
اسمشان اینها بود:
همه کس، یک کسی، هر کسی، هیچ کسی.
کار مهمی در پیش داشتند و همه مطمئن بودند که یک کسی این کار را به انجام می‌رساند، هرکسی می‌توانست این کار را بکند ولی هیچ کس این‌کار را نکرد. یک کسی عصبانی شد چرا که این کار همه کس بود اما هیچ کس متوجه نبود که همه کس این کار را نخواهد کرد.
سرانجام داستان این طوری شد هرکسی، یک کسی را سرزنش کرد که چرا هیچ کس کاری را نکرد که همه کس می‌توانست انجام بدهد!؟
حالا ما جزء کدامش هستیم؟
"ابتهاج عبیدی"
#...

پاسخ
maryam.mir ١۵ آبان ٩٨
عزیزدلی فاطمه جان محبت و مهربونی از وجوده خودته عزیزم
فاطمه 1381 ١۵ آبان ٩٨
سلام مریم جان عزیزدلم/قربون محبتت برم خوبی عزیزدلم/چه خوبه که هستی عزیزترین..
maryam.mir ١۵ آبان ٩٨
سلام خوبی فاطمه جونم
زندگی به من یاد داده برای داشتن آرامش و آسایش امروز را با خدا قدم بر دارم و فردا را به او بسپارم … زندگی زیباست!
<< صفحه قبل
فاطمه 1381
فاطمه 1381

خانم فاطمه 1381

اهل اصفهان است

تخصص او دبیر است

متولد 29 اسفند

تاریخ 25 اسفند 96 عضو چت اورداپ شده

عضویت چت روم اورداپ

زندگی به من یاد داده برای داشتن آرامش و آسایش امروز را با خدا قدم بر دارم و فردا را به او بسپارم … زندگی زیباست!

صفحات و تصاویر
امام حسن مجتبی
درعجبم ازسیب خوردنمان که فقط از ان "چوبش"باقی می ماند مگراین چوب که خوردیم ازیک "سیب"شروع نشد؟ آقا شنيده ام جگرت شعله ور شده  بي کس شدي و ناله ي تو بي اثر شده  پيش حسين سرفه نکن آه کم بکش  خون لخته هاي روي لبت بيشتر شده  شهادت امام حسن مجتبی
گل بنفش
مانند پرنده باش که روی شاخه سست و ضعیف لحظه ای می نشینید و آواز میخواند و احساس میکند که شاخه می لرزد ،اما به آواز خواندن خود ادامه می دهد زیرا
آخرین فعالیت اورداپی ها
دوستان